{ قلیان } شعر طنز

بشنو از قلیان حکایت می کند


از خماری ها شکایت می کند



نامه ام با نام قل آغاز کن


ای تو دل در دود او پرواز کن



خسته ام از زخم های روزگار


می نشینم پای قلیون بر قرار



ای زغالت چون دلم آتش به سر


ای پک اول ز تو بس کار گر



این کلاه نقره ی فویل تو چیست؟


چاق گردانِ دمِ گرمِ تو کیست؟

/ 49 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

سلام با دل نوشته ای به روزم... تشریف می آورید؟؟؟!!![لبخند]

mahdiye

سلام ممنوم که خبرم کردید آپ قشنگی بود[لبخند]

هرزال

بساط خنده از سرچشمه یخ بسته است ........... اپم [گل]

سارا92

شعر طنز ای خدا قشنگ تر بود این شعر هم قشنگ بود[لبخند]

سارا92

باید یاد بگیریم استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر . در بازی زندگی اگر عوض نشویم تعویض میشویم …[گل]

Negin

شعر قشنگی بود مرسی...[قلب][گل]

زهرا

سلام خوبید؟[نیشخند] آپـــــم و از حضورتون خوشحال میشم[گل][چشمک]

mahdiye

دهه شسصتی ها نسلی از نسل های این زمانه هستند که از اسمشان پیداست که روزگار کدام انگشتش را به آنها نشان داده است…!! ســـــ ـــــ ــ ــ ـــــــــــــ ــ ــلام آپم بدو بیـــــ ـ ـ ـ ـــــ ـــ ـ ـ ـا منتظرم

امید

بابا ایول داداش [نیشخند]