دخترک(شعر طنز)

دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام
دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ
گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانوی چو من؟
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار
دختری چون من که خیلی خانمه
بیست و شش ساله _مجرد_دیپلمه
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام

/ 49 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان آبی

سلام داداش سهیل ، چقدر جالب بود منظورم این شعر بود اگه دوست داشتی به من هم یه سری بزن . خوشحال میشم . موفق باشید.

هرزال

من اگر پیامبر بودم رسالتم شادمانی بود بشارتم آزادی، ومعجزه ام خنداندن کودکان. نه ازجهنمی میترساندم، نه به بهشتی وعده میدادم. تنها می آموختم اندیشیدن را انسان بودن را....

هرزال

ای ساربان، آهسته ران کارام جانم میرود ای ساربان، قدری درنگ ای ساربان، قدری زمان ای سرو قامت هستی ام، لختی دگر اینجا بمان من بی تو در سیلاب غم، یک چند دم، با من بمان دردی عمیق و آتشین، از عمق و ژرفای زمین از آن تبسم، از غمین، از آن نگاه آخرین ای ساربان، آخر کجا سو کرده ای اصلا کجا رو کرده ای هرجا که میخواهی برو بهر خدا چالاک تر تنها تو ای بانگ رحیل یار مرا با خود مبر عمر مرا با خود مبر

باران

سلام وب عالی داری ادامه بده موفق باشی به کلبه ی حقیرونه ی ما هم سری بزنید فقط توصیه های ایمنی را جدی بگیرید موقع سر زدن مواظب سرتان باشید.[نیشخند]

باران

تو کجایی سهراب اب را گل کردن چشم ها را بستند چه با دل کردند وای سهراب کجایی اخر زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند تو کجایی سهراب که همین نزدیکی عشق را دار زدند همه جا سایه ی دیوار زدند

مریم

اگه مایل به تبادل لینک هستی به منم سر بزن

asal

سلام وب قشنگی داری اگه دوست داشتی به وب منم یه سری بزن با تشکر از سهیل عزیز

؟؟؟

[قلب]سلام خیلی دوسش داشتم باحال بودبااین حال که خودم دخترم ولی قبولش دارم مرسی سهیل جون خسته نباشی.

b.m

من به شخصه تجربه کردم سلامش دختره گفته