داستان شعر طنز عاشقانه

برترین شعرها ی طنز عاطفی و عاشقانه

 
شعر طنز «کلاغ سیاه»
نویسنده : سهیل شریفی - ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٠
 

پای یک درخت رسید ، *** صدای خوبی شنید



نگاهی کرد به بالا ، *** صاحب صدا رو دید



یه قناری بود قشنگ ، *** بال و پر ، پر آب و رنگ



وقتی جیک جیکو می‌کرد ، *** آب می‌کردش دل سنگ



 قلب زاغ تکونی خورد ، *** قناری عقلشو برد



توی فکر قناری ، *** تا دو روز غذا نخورد



روز سوم کلاغه ، *** رفتش پیش قناری



گفتش عزیزم سلام ، *** اومدم خواستگاری


نگاهی کرد قناری ، *** بالا و پایین، راست و چپ


پوزخندی زد به کلاغ ، *** گفتش که عجب! عجب


منقار من قلمی ، *** منقار تو بیست وجب


واسه چی زنت بشم؟ *** مغز من نکرده تب


کلاغه دلش شیکست ، *** ولی دید یه راهی هست


برای سفر به شهر ، *** بار و بندیلش رو بست


یه مدت از کلاغه ، *** هیچ کجا خبر نبود


وقتی برگشت به خونه *** از نوکش اثر نبود


داده بود عمل کنن ، *** منقار درازشو


فکر کرد این بار می‌خره ،*** قناریه نازشو


باز کلاغ دلش شیکست ، *** نگاه کرد به سر و دست


آره خب، سیاه بودش! *** اینجوری بوده و هست


دوباره یه فکری کرد ، *** رنگ مو تهیه کرد


خودشو از سر تا پا ، *** رفت و کردش زرد زرد


رفتش و گفت: قناری! *** اومدم خواستگاری


شدم عینهو خودت ، *** بگو که دوسم داری



اخمای قناریه ، *** دوباره رفتش تو هم


کله‌مو نگاه بکن ، *** گیسوهام پر پیچ و خم


موهای روی سرت ، *** وای که هست خیلی کم


فردا روزی تاس می‌شی! *** زندگی‌مون میشه غم


کلاغ رفتش خونه *** نگاه کرد به آیینه


نکنه خدا جونم ! *** سرنوشت من اینه؟!


ولی نا امید نشد ، *** رفت تو فکر کلاگیس


گذاشت اونو رو سرش ، *** تفی کرد با دو تا لیس


کلاه گیسه چسبیدش ، *** خیلی محکم و تمیز



روی کله‌ی کلاغ ، *** نمی‌خورد حتی لیز



نگاه که خوب می‌کنم ، *** می‌بینم گردنتو


یه جورایی درازه ، *** نمی‌شم من زن تو


کلاغه رفتشو من ، *** نمی‌دونم چی جوری


وقتی اومدش ولی ، ***  گردنش بود اینجوری


خجالت نمی‌کشی؟ *** واسه گوشتای شیکم!؟


دوست دارم شوهر من ، *** باشه پیمناست دست کم!


دیگه از فردا کلاغ ، *** حسابی رفت تو رژیم


می‌کردش بدنسازی ، *** بارفیکس و دمبل و سیم


بعدش هم می‌رفت تو پارک ، *** می‌دویید راهای دور



آره این کلاغ ما ،‌ *** خیلی خیلی بود صبور



واسه ریختن عرق ، *** می‌کردش طناب‌بازی


ولی از روند کار ، *** نبودش خیلی راضی


پا شدی رفتش به شهر ، *** دنبال دکتر خوب


دو هفته بستری شد ، *** که بشه یه تیکه چوب


قرصای جور و واجور ، *** رژیمای رنگارنگ


تمرینهای ورزشی ، *** لباسای کیپ تنگ


آخرش اومد رو فرم ، *** هیکل و وزن کلاغ



با هزار تا آرزو ، *** اومدش به سمت باغ


وقتی از دور میومد ، *** شنیدش صدای ساز


تنبک و تنبور و دف ، *** شادی و رقص و آواز


دل زاغه هری ریخت ! *** نکنه قناریه؟


شایدم عروسی *** بازای شکاریه


دیدش ای وای قناری ، *** پوشیده رخت عروس


یعنی دامادش کیه؟ *** طاووسه یا که خروس؟


هی کی هست لابد تو تیپ ، *** حرف اولو می‌زنه!


توی هیکل و صورت ،‌ *** صد برابر منه


کلاغه رفتشو دید ، *** شوهر قناری رو


شوکه شد ، نمی‌دونست، *** چیز اصل کاری رو!


می‌دونین مشکل کار ، *** از همون اول چی بود؟


کلاغه دوچرخه داشت ،‌ *** صاحب بی ام و نبود