داستان شعر طنز عاشقانه

برترین شعرها ی طنز عاطفی و عاشقانه

 
شعر طنز دانشجویی
نویسنده : سهیل شریفی - ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧
 

ای که بردی جزوه ام را اشتباهی، پس بده
جز فراموشی ندارم من گناهی،‌ پس بده

روسیه گردم بدون جزوه من در امتحان
از برای من مخواهی روسیاهی،‌ پس بده

***
روز و شب چشمم براه جزوه می‌باشد، بیا
گر تو هم داری چو من چشمی براهی، پس بده
صد کلاه ،بوقی به سر دارم ز فرط تنبلی
تا نرفته بر سرم دیگر کلاهی، پس بده

***
گیر ما دیگر نیاید جزوه پس این جزوه را
مستقیما گر نمیخواهی، براهی پس بده
جان تو مشروط می‌گردم،‌ به جان مادرم
لازمش داری نگهدار، ‌گر نخواهی پس بده

***
جزوه از من می‌بری؟ من مرکز نشرم مگر؟
ای به قربانت شود جانم الهی، پس بده
گر توهم مانند من بی‌جزوه‌ای،‌ باشد،‌ بیا
مال تو این جزوه اما گاهگاهی ، پس بده

***
چند ماهی مال تو،‌ اما دو روزی نزد من
من نمیگویم که آنرا چند ماهی پس بده
از دعای هر شب و آه سحر اندیشه کن!!
تا نرفته بر فلک از سینه آهم، پس بده

***
من نمی دانم چرا این جزوه را کش رفته ای
لعنت و دشنام و نفرین گر نخواهی پس بده