داستان شعر طنز عاشقانه

برترین شعرها ی طنز عاطفی و عاشقانه

 
شعر طنز
نویسنده : سهیل شریفی - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 


عشق یعنی اینکه تو باور کنی
می توانی یک نفر را خر کنی

کذب را هنگام فعل مخ زنی
آنچنان گویی که خود باور کنی

با دروغی جور شد گر امر خیر
راست را هرگز مبادا شرکنی

عشق همچون طایری توخالی است
راست گر در آن رود پنچر کنی

می شود چون موم در دستت اگر
از خودت حرف قلمبه در کنی

می توانی گر چه هستی بی سواد
شعرهای خوشگلی از برکنی:

“تن مپوشانید از باد بهار”
نقل قول از شخص پیغمبر کنی

“بر سر عشاق گو طوفان ببار”
چتری از اغراق را بر سر کنی

“خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر”
وصف جام و باده و ساغر کنی

بعد یک مقدار تمرین، کذب محض
می شود جاری چو لب را تر کنی

می شود او عاشق تعریف هات
اندکی لب را اگر تر تر کنی!

نزد اختر چون که بنشینی مباد
وصف چشم و ابروی زیور کنی

پیش زیور نیز چون هستی مباد
نقل رنگ گیسوی آذر کنی

روی هم رفته نباید پیش زن
صحبت از معشوقه ای دیگر کنی

از دروغت خار گل میگردد و
می شود تقدیم یک جیـــگر! کنی

گر پسر هستی بیابی دختری
یا اگر هم دختری، شوهر کنی
- – -
اینچنین عشقی است عشق پرفروغ
زندگی روی ستونهای دروغ…

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

بهار ، بهار ، اسـم خانم همون بود
دختــــــری که خط و نشونمون بود
بهار ، بهار ، چه اسم خوش صدایی
صــــــــداش زدن بیاد با دیس چایی
بهار اومــــــد چایی رو تعارفم کرد
زیر زیرکی نیم نگهــــــی به من کرد
با اون چایی لباس نـــو خراب شد
و این لباس ســـوژه خنده ها شد !
بابا میگفت که این یه رسـم تلخه
شکــــــر خدا فقط یه چایی تلخه !

تو اون حیاط میون اون همه گل
ما رو فرســــــتادن به سانِ بلبل
بهار خانم حرف های خــــود شروع کرد
یواشکی تلنگری ، میزد به دخل وکارکرد
میگفت ببین ، من رو اگه دوســت داری ؟
خودت بگو : که دارایی چـــــــی داری ؟!
یه خـــــونه ی نقلی و پُر ز بلبل
مثل همین حیاط مـون همش گل
درآمـــــدت همین که کافی باشه
فکـــر نکنم که چیزی باقی باشه
مهـــــــریه و شیر بها و اینهارَم
به پای عشـــق و زندگیم میذارم

بهــار خانم امیــدم رو زیاد کرد
با حرف خـــود ارادتم زیاد کرد
حرف های اون کاش یه روزی کتاب شه
تلنگری به این همــه سوال بی جواب شه
دروغ نگـــــــم بازم تو خــــواب نازم
خدا کنه کسی نیاد ، دیگه الان سراغم
عقـل و حقیقت میگه این درست نیست
دوباره مـــــن بیدار بشم ، بهار نیست!