داستان شعر طنز عاشقانه

برترین شعرها ی طنز عاطفی و عاشقانه

 
گریه کن
نویسنده : سهیل شریفی - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦
 

گریه کن عزیزم اما نه واسه خودت

واسه اینکه نمی شه دیگه بیام تولدت

گریه کن جداییا ما رو رها نمی کنن

آدما انگار برای ما دعا نمی کنن

گریه کن حالا، که از هم باید جدا باشیم

بشینیم منتظر معجزه خدا باشیم

گریه کن منم دارم مث تو گریه می کنم

به خدای آسمونامون گلایه می کنم

گریه کن تو بختمون یه برف سنگین نیومد

این همه پرنده رد شد مرغ آمین نیومد

گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت

دلای من و تو که به فردا امیدی نداشت

گریه کن فکر کن دلیلی ندارم، فقط همین

واسه ی فاصله که از آسمونه تا زمین