داستان شعر طنز عاشقانه

برترین شعرها ی طنز عاطفی و عاشقانه

 
شعر طنز خانه تکانی 2
نویسنده : سهیل شریفی - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۱
 

خانه تکانی کمرم را شکست

گردن و این بال و پرم را شکست

 

شستن فرش آخ چه حالی گرفت

بارکشی ، شافنرم را شکست

 

اول شب ، موقع تعویض لامپ

لوستر افتاد و سرم را شکست

 

بعد از آن هم کمد افتاد روم

بینی ناز و جگرم را شکست

 

خورد ترک پله ی آن نردبان

دنده و پهلو و برم را شکست

 

صندلی از بخت بدم لیز بود

یک دو سه جای دگرم را شکست

 

دسته ی پارو به سرم خورد سخت

عینک و این چشم ترم را شکست

 

خانه تکانی به چه روزم نشاند

نصف که نه ، بیشترم را شکست