داستان شعر طنز عاشقانه

برترین شعرها ی طنز عاطفی و عاشقانه

 
شعر طنز خانه تکانی
نویسنده : سهیل شریفی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۱
 

می تکانم خانه را چون زلزله
چون که خانم ، کرده اینک ولوله

گفته پوستت میکنم ای نازنین
یا میشوری ، یا میسابی ، یا همین

راه دیگر هم جلو پایم نهاد
راه نه،یک چاه در راهم نهاد

گفته است یا آنچه من گویم شود
یا که فردا مهر من اجرا شود

گفتمش: ای نازنین منزلم
هر چه گویی بی کلک ، من تابعم

دیگر از این حرف ها با من نزن
چاکرت هستم ، ز مهرت دم نزن

هر چه باشد ، پول مبل و البسه
کمتر از میزان مهر خالصه!

هر چه گویی ، هر چه خواهی میکنم
هر کجا را خواستی جمع میکنم

شیشه ها را ، پرده ها را ای عزیز
کل منزل بعد از آن گردد تمیز

آخرش هم جای مزد در جیب ما
می تکانی هر چه هست از جیب ما