|
|
|
|
با سلام خدمت همه دوستان گرامی و بازدید کنندگان عزیز اگر از مطالب این وبلاگ خوشتان امد میتوانید به وبلاگ داستان طنز و عاشقانه بنده هم سری بزنید این وبلاگ به تازگی راه اندازی شده
با سلام خدمت تمامی دوستان گرامی
از اینکه به وبلاگ بنده سر زدید ممنون هستم
لطفا من را با دادن نظرات خود خوشحال کنید
و اگر صاحب وبلاگ یا وبسایت هستید خوشحال میشوم با شما دوست عزیز تبادل لینک کنم پس دوستان گرامی منو با عنوان شعر طنز عاشقانه لینک کنید و بهم خبر دهید تا در اسرع وقت لینکتان کنم
لطفا دوستان سوال نفرمایید شعرها را خودم نسروده ام و متاسفانه نام شاعر ها را هم نمیدانم که قرار دهم
با تشکر
خواهرم ای دختر ایران زمین
در خیابان چهره آرایش مکن ..... از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز ..... در مسیر چشمها افسون مریز
یاد کن از آتش و روز معاد ..... طره گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی ..... فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین ..... یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهرم این لباس تنگ چیست ؟ ..... پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟
خواهرم اینقدر تنازی مکن ...... با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان مشو ..... نو عروس چشم نامردان مشو
پاسخ:
ای فلانک خاک عالم بر سرت ..... گر چنین گویی سخن با خواهرت
خواهر تو نیستم البته من ..... پس فزونتر از دهانت زر نزن
چشم هیز و خوی بد ، فکر پلید ...... از دل هر مصرعت آمد پدید
زشتی دید و کلام ذات تو ..... هست پیدا در همه ابیات تو
از خرد چون کم رسیده سهم تو ..... نیست زیبایی من در فهم تو
هم نگفته با تو هیچ آموزگار ..... هست طنازی به طای دسته دار
همچنین آرایش من ای عمو ..... در خیابان نیست ، کم یاوه بگو
جای آرایش چه نزدیک و چه دور ..... سالن زیبایی است ای بیشعور
من لباس تنگ میپوشم ، بله ..... پوشش خوشرنگ میپوشم ، بله
میشوم طناز و زیبا و ملوس ..... میخرامم در چمن چون نوعروس
زلف خود ریزم برون از روسری ..... میکنم در چشم مردان دلبری
طره گیسو دهم در دست باد ..... گور بابای تو و روز معاد
دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام
دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ
گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانوی چو من؟
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار
دختری چون من که خیلی خانمه
بیست و شش ساله _مجرد_دیپلمه
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام
الهی تو بمیری من نمیرم....سر قبرت بیام پارتی بگیرم
الهی سرخک و اریون بگیری.... تب مالت و بلای جون بگیری
الهی از سرت تا پات فلج شه.... کمرت بشکنه،دستت سقط شه
الهی حصبه و ام اس بگیری....سر راه بیمارستان بمیری
الهی کوربشی چشمات نبینه.... بمیری، گم بشی، حقت همینه
الهی آسم تایپ آ بگیری... هنوز که زنده ای پس کی میمیری؟
الهی شوهر ایدزی بگیری.... بفهمی که داری از ایدز میمیری
به در بردی از اینها جان به سالم.... الهی دردبی درمون بگیری
ای خدا Hard دلم Format مکن
Field من را خالی از برکت مکن
Option غم را خدایا On مکن
File اشکم را خدایا Run مکن
Delete کن شاخه های غصه را
سردی و افسردگی را ، هر سه را
Jumper شادی بیا تا Set کنیم
سیستم اندوه را Reset کنیم
نام تو Password درهای بهشت
آدرس Email سایت سرنوشت
تا نیفتد Bug در اندیشه مان
تا که ویروسی نگردد ریشه مان
ای خدا از بهر ما ایمن فرست
بهر دل های پرآتش Fan فرست
ای خدا حرف دلم با کی زنم
Help می خواهم که F1 می زنم
نظرات ()